قهرمان ميرزا عين السلطنه
7173
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
خان مشير الدوله كه راهى به سرچشمه و راهى از پشت بدنهء مسجد به خيابان امين حضور يا عين الدوله دارد . جمعى به اين سه نفر با چوب و سنگ حمله آورده . كازرونى پس از خوردن چند چماق با يك سنگ بزرگى كه به پشتش اصابت نمود به ميان خانهء مرحوم مشير الدوله افتاد . حائرىزاده هم بعد از خوردن كتك فرار به سمت خيابان عين الدوله كرد . آقاى مدرس يك دو تا مشت و چك خورده بود كه كسبه و عابر السبيل به حمايت برخاسته ضاربين را به قدر واقع كتك زدند و آقا را مشايعت تا خانه نمودند . آنوقت پليس هركدام را توانست گرفت و نظميه برد كه چرا حمايت نمودهاند . نطق ملك الشعرا عصر شد مدرس به مجلس آمد . ليكن حائرىزاده و كازرونى به واسطهء كوفتگى كه از چوب و چماق و سنگ داشتند حاضر نشدند . اقليت در اطاق ديگر بود . مجلس منعقد شد ، نيامدند . رئيس به عقب آنها فرستاد . پيغام دادند با آن معامله كه صبح با ما شده چه جاى حاضر شدن و استيضاح است . مجددا به عقب آنها رفتند . ملك الشعرا از طرف آنها به مجلس آمد و شرحى از حكايت صبح و عدم امنيت خودشان و ترتيب بدى كه دولت حاضره براى حقگوئى اختيار كرده بيان كرد . نطق او را در آن چند جريده كه هست خيلى مختصر و خيلى ابتر نوشتند ، برعكس جواب سليمان ميرزا [ را ] . مفاد حرفها اينكه با اين وضع ما نمىتوانيم استيضاح به عمل بياوريم . جمعى از وكلا گفتند پس استيضاح را پس بگيريد . گفت پس هم نمىگيريم تا موقعش و از مجلس رفت . نطق سليمان ميرزا آنوقت سليمان ميرزا شرحى از دولت حاضر نظم ، و امنيت مملكت بيان و تعريف نمود و اين منازعه هم در خارج مجلس شده البته وظيفهء دولت است ضاربين را تعقيب كند ، مجازات بدهد . بعضى اتفاقات ربطى به حرف حساب و استيضاح ندارد كه طفره مىزنند . رأىگيرى - گلباران بعد از ختم بيانات شاهزاده ، رئيس الوزراء فرمايشاتى فرمودند كه دولت نمىتواند آلت دست چند نفر خودپسند معلوم الحال بشود . مجلس رأى اعتماد خود را الساعه بدهد . رأى گرفتند و به اكثريت رأى اعتماد داده شد . رئيس الوزراء با ساير وزراء از